با مادرم سر خیابان اسکو قرار گذاشته بودیم که از اونحا بریم تئاتر . وقتی رسیدم سر اسکو ، اس ام اس اومد که من توی کتابفروشی افق در حلسه رونمایی کتاب «آرام‌بخش می‌خواهم» اکبریانی نشسته ام . در کتابفروشی را باز کردم ، ومن هم نشستم . هر چند به دیدن نمایش نرفتیم ،اما حال و هوای ادبیات هم از دنیای نمایش دور نیست:

این نشست ، با حضور محمد هاشم اکبریانی (نویسنده کتاب) ، اسدالله امرایی (مترجم) و جمعی از نویسندگان  و علاقمتدات در فروشگاه کتاب افق برگزار شد.

 امرایی با اشاره به قصه‌های این مجموعه  گفت :

" روزگاری بود که انسان به خدایان متصور برای خود نزدیک بود و در عصر زرین ادبیات این دوران  ، قهرمانان قصه‌ها آدم‌هایی اسطوره‌ای بودند که قدرت و توانی فرازمینی و گاه در حد و اندازه خدایان خود داشتند و همه ابعاد زندگی‌شان با زندگی انسان فرق داشت  . اما با گذر زمان، انسان واقع‌بین‌ می‌شود و قهرمانانی را خلق می‌کند که کارش همان کار قهرمانان گذشته است . ولی شکل و نمادی انسانی‌تر به خود می‌گیرند.

    این موضوع تا قرن بیستم ادامه می‌یابد تا اینکه در این دوران انسانی را می‌بینیم که به ندرت توان برخورد با همنوع خودش دارد و حتی در منزل خودش نیز زورش به فرزندش نمی‌رسد. در چنین فضایی او دیگر قهرمان داستان نیست و داستان از زبان اشیاء به بیان وقایع می‌پردازد.

امرایی افزود: گاهی پرسیده می‌شود که چرا داستان ما جهانی نمی‌شود. واقعیت امر این است که رمان و داستان کوتاه یک موضوع وارداتی است. مثل خیلی از دیگر پدیده‌های عصر مدرن، محصول دیگر کشورهاست که ما آن را به استخدام خودمان درآورده‌ایم. در نتیجه برای آنکه در آن به تبحر برسیم، باید راه زیادی برویم. جهانی شدن به نظر من داشتن تیراژ میلیونی در کتاب نیست مهم کیفیت اثر و حرف داشتن آن برای مخاطب است. مثال من ، در این رابطه بسیاری از نویسندگان جهان هستند که حتی پرفروش نیستند.

وی ادامه داد: خط داستانی بسیاری از این قصه‌ها واقعی است و من چنین کاراکترهایی را دیده‌ام و یا درباره آنها شنیده‌ام . اما همه اینها تو‌أم با یک حس درونی و شخصی مبدل به داستان شد. داستانی که با حس همراه نباشد، به نظر من داستان نیست. "